تبلیغات
وبلاگ سبز سرخ SabzeSorkh.IR - مطالب کوتاه نوشتها
 
وبلاگ سبز سرخ SabzeSorkh.IR
SabzeSorkh.IR*تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما تا آخرین نفس ایستاده‌ایم
درباره وبلاگ


(فرهنگ و ارتباطات پایداری)
SabzeSorkh.IR:
الله، الله، الله، الله، الله اكبر؛ جانم فدای یك لحظه عمر تو رهبر
* این وبلاگ هیچ گونه ارتباطی نشریه سبز سرخ و کنگره سرداران و ده هزار شهید استان مازندران ندارد جز دلبستگی عاطفی به جا مانده از دوران راهنمایی و دبیرستان که خواننده نشریه بود!

مدیر وبلاگ : مدیر وبنوشت

هیچکدومشون نمی رفتن مرخصی.

می گفتند بدون حسن رومون نمیشه بریم روستا.

عملیات بعدی همشون شهید شدند.

پیکر 5 تاشون با هم تشییع شد!

منبع» بسته های پیامکی بیسیمچی امتداد



نوع مطلب : کوتاه نوشتها، داستانک ها و داستانهای کوتاه و طنز، 
برچسب ها : مرخصی، داستان جبهه، روستا، تشییع جنازه، رفاقت، پیکر شهدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
گفتند یه مجروح نوجوون آووردن چشمهاش نابینا شده دست هم نداره...

رفتم دلداریش بدم دیدم داره سر به سر بقیه می ذاره و می خنده!

منبع: بسته های پیامکی امتداد


نوع مطلب : کوتاه نوشتها، داستانک ها و داستانهای کوتاه و طنز، 
برچسب ها : نوجوان، مجروح نوجوان، مجروح، نابینا، دست، جانباز، دلداری، خنده، سر به سر دیگران گذاشتن، خاطرات جبهه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

گفت:  چی می خورید؟

گفتیم: آدامس میخوریم که موقع کار با مین تمرکز داشته باشیم.

خیلی ناراحت شد و گفت:  قرآن میگه:

الا! بذکر الله تطمئن القلوب!

شما آدامس می جوید!؟

دیگه كسی آدامس نمی خورد.

------------------------------------------
آدامس اشکال ندارد. 

آدامس برای تمرکز اعصاب هم اشکال ندارد! 

حذف خدا در معادلات اشکال دارد. نداشتن رویکرد دینی اشکال دارد.

با تشکر از بی سیم چی نشریه فرهنگی امتداد



نوع مطلب : کوتاه نوشتها، داستانک ها و داستانهای کوتاه و طنز، 
برچسب ها : خدا، آدامس، جبهه، جویدنی ها، الا بذکر الله تطمئن القلوب، تمرکز، تمرکز اعصاب، آرامش، رویکرد اسلامی، دین در جبهه ها، مین، خنثی کردن مین ها، قرآن کریم، ذکر الله، قلب،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
خاکریز خاطراتحاجی گفت من 5ساله پدر و مادرم رو ندیدم شما هنوز نیومده میخواین برین!  
بنده های خدا كلی سرخ و سفید شدند و رفتند بیرون ما هم از خنده مرده بودیم.

نمیدونستند پدر و مادرش 5ساله از دنیا رفتن.



نوع مطلب : کوتاه نوشتها، داستانک ها و داستانهای کوتاه و طنز، 
برچسب ها : حاجی، داستان کوتاه، داستان طنز، داستان طنر، مرخصی، جبهه، سنگر، خجالت، فرمانده بسیجی ها،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
حاج سعید قاسمی

در کتابی خوانده بودم:

دل رزمنده دوره جنگ از چهره های مردم در شهر که غریبه بودند، می گرفت

یاد سردار سپاه اسلام، حاج احمد متوسلیان افتادم که این روزهاش بهش می گن: دیپلمات ربوده شده.

چی می کشن امثال سردار آقا مهندس حاج سعید آقای قاسمی با این چهره های عجیب بعد از جنگ. اینا که دوره جنگ، حالش از تهرونی ها به هم می خورد، حالا که خیلی چیزا رو شده، دیگه چی می کشن.

منبع: کتاب حصر دل، نوشته عبدالله گیویان، تهران، انتشارات حوزه هنری، 1369. ص 12



نوع مطلب : عکس، در لابلای کتابها و مجله ها، یادداشت، کوتاه نوشتها، 
برچسب ها : سردار حاج سعید قاسمی، سردار حاج احمد متوسلیان، کتاب حصر دل، عبدالله گیویان، حوزه هنری، روحیات رزمنده ها، عکس، رزمندگان، رزمنده دوران جنگ، مردم در زمان جنگ، شهرها در زمان جنگ،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


filesell
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
filesell